روشنفکران

بیان مسائل روشنگری درمورد ظهور ،دلنوشته مهدوے،عکس،مطالب جدید و پاسخ به سوالات و شبهات مهدوی،مشاوره تحصیلی ،رفع مشکلات تحصیلی انتخاب رشته ،گفت وگو،و...

روشنفکران

بیان مسائل روشنگری درمورد ظهور ،دلنوشته مهدوے،عکس،مطالب جدید و پاسخ به سوالات و شبهات مهدوی،مشاوره تحصیلی ،رفع مشکلات تحصیلی انتخاب رشته ،گفت وگو،و...

۲۲ فروردين ۹۷ ، ۲۳:۳۲

داستان رحمت خداااا



حاکمی هر شب در تخت خود به آینده دخترش می اندیشید ...که دخترش را به چه کسی بدهد مناسب او باشد ..

در یکی از شبها وزیرش را صدا زد و از او خواست که شبانه به مسجد برود تا جوانی را مناسب دخترش پیدا کند که مناجات و نماز شب را بر خواب ترجیح دهد ...


از قضا آن شب دزدی قصد دزدی در آن مسجد را کرده بود تا هرچه گیرش بیاید از آن مسجد بدزدد...پس قبل از وزیر و سربازانش به آنجا رسید ...در را بسته یافت و از دیوار مسجد بالا رفت و داخل مسجد شد ..

  

هنگامی که به دنبال اشیاء بدرد بخورش می گشت وزیر و سربازانش داخل شدند و دزد صدای در راشنید که باز شد بنابراین راهی برای خود نیافت الا اینکه خود را به نماز خواندن مشغول کرد ..

 

سربازان داخل شدند و اورا در حال نماز دیدند ، 

وزیر گفت : سبحان الله ! چه شوقی دارد این جوان برای نماز....

و دزد از شدت ترس هرنماز را که تمام می کرد نماز دیگری را شروع می کرد ..


تا اینکه وزیر دستور داد که سربازان مراقب باشند از نماز که تمام شد نگذارند نماز دیگری را شروع کند و او را بیاورند ، 

و اینگونه شد که وزیر جوان را نزد حاکم برد .


و حاکم که تعریف دعا ها ونمازها ی جوان را از وزیر شنید ، به او گفت : تو همان کسی هستی که مدتهاست دنبالش بودم و می خواستم دامادم باشد ، اکنون دخترم را به ازدواج تو در می آورم و تو امیر این مملکت خواهی بود ...


جوان که این را شنید بهت زده شد و آنچه دیده و شنیده بود را باور نمی کرد، سرش را از خجالت پایین آورد و با خود گفت: خدایا مرا امیر گرداندی و دختر حاکم را به ازدواجم در آوردی، فقط با نماز شبی که ازترس آن را خواندم ! اگر این نماز از سر صداقت و خوف تو بود چه به من می دادی و هدیه ات چه بود اگر از ایمان و اخلاص می خواندم !



موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۷/۰۱/۲۲
گلرو ...

نظرات  (۱۰)

۲۳ فروردين ۹۷ ، ۰۰:۰۱ سیدتابان شریعت مداری
سلام
زیبا بود😊
پاسخ:
تشکر😊
خیلی قشنگ بود گلی جون😊😊
پاسخ:
ممنون😊
سلام. 
گلرو جان خوبی؟!
سلام  عزیزم  
خوبم

تو چطوری؟؟؟
خداروشکر  که خوبی.
منم خوبم:) اومدم حالی ازت بپرسم.

کاش این رمز برای ارسال پیام رو برداری
ممنون  عزیزم  
چه  خوبی😙😙😙

رمز فقط اگه  با بیان  وارد بشی  رمز نداره
وگرنه  چاره ای نیست
دست منم  نیست که
ریحان  جان  می تونید با بیان  بیاید

بعد تیک  ایمیل  بزنید تا میلتون نشون داده نشه

اینجوری رمز هم  نمیخاد 
لطف داری عزیزم. خوبی از خودته😘😘😘❤ 

آهان . متوجه شدم.😊 
تنظیماتش با مدیر اصلیه ☺
پاسخ:
ممنون  گلم
در واقع  شما لطف  داری😍😍
اشنا  جون  عزیزم
خیلی  گلی😘😘😘



فداتشم گلی از خودته😍😍💋

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی