روشنفکران

بیان مسائل روشنگری درمورد ظهور ،دلنوشته مهدوے،عکس،مطالب جدید و پاسخ به سوالات و شبهات مهدوی،مشاوره تحصیلی ،رفع مشکلات تحصیلی انتخاب رشته ،گفت وگو،و...

روشنفکران

بیان مسائل روشنگری درمورد ظهور ،دلنوشته مهدوے،عکس،مطالب جدید و پاسخ به سوالات و شبهات مهدوی،مشاوره تحصیلی ،رفع مشکلات تحصیلی انتخاب رشته ،گفت وگو،و...

۸ مطلب با موضوع «دلنوشته و شعر» ثبت شده است



حاکمی هر شب در تخت خود به آینده دخترش می اندیشید ...که دخترش را به چه کسی بدهد مناسب او باشد ..

در یکی از شبها وزیرش را صدا زد و از او خواست که شبانه به مسجد برود تا جوانی را مناسب دخترش پیدا کند که مناجات و نماز شب را بر خواب ترجیح دهد ...


از قضا آن شب دزدی قصد دزدی در آن مسجد را کرده بود تا هرچه گیرش بیاید از آن مسجد بدزدد...پس قبل از وزیر و سربازانش به آنجا رسید ...در را بسته یافت و از دیوار مسجد بالا رفت و داخل مسجد شد ..

  

هنگامی که به دنبال اشیاء بدرد بخورش می گشت وزیر و سربازانش داخل شدند و دزد صدای در راشنید که باز شد بنابراین راهی برای خود نیافت الا اینکه خود را به نماز خواندن مشغول کرد ..

 

سربازان داخل شدند و اورا در حال نماز دیدند ، 

وزیر گفت : سبحان الله ! چه شوقی دارد این جوان برای نماز....

و دزد از شدت ترس هرنماز را که تمام می کرد نماز دیگری را شروع می کرد ..


تا اینکه وزیر دستور داد که سربازان مراقب باشند از نماز که تمام شد نگذارند نماز دیگری را شروع کند و او را بیاورند ، 

و اینگونه شد که وزیر جوان را نزد حاکم برد .


و حاکم که تعریف دعا ها ونمازها ی جوان را از وزیر شنید ، به او گفت : تو همان کسی هستی که مدتهاست دنبالش بودم و می خواستم دامادم باشد ، اکنون دخترم را به ازدواج تو در می آورم و تو امیر این مملکت خواهی بود ...


جوان که این را شنید بهت زده شد و آنچه دیده و شنیده بود را باور نمی کرد، سرش را از خجالت پایین آورد و با خود گفت: خدایا مرا امیر گرداندی و دختر حاکم را به ازدواجم در آوردی، فقط با نماز شبی که ازترس آن را خواندم ! اگر این نماز از سر صداقت و خوف تو بود چه به من می دادی و هدیه ات چه بود اگر از ایمان و اخلاص می خواندم !



۱۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۲ فروردين ۹۷ ، ۲۳:۳۲
گلرو ...

🍃💕

گلمادردختری، چوپان بود.

روزها دختر کوچولویش را به پشتش می بست و به دنبال گوسفندها به دشت و کوه میرفت. 

یک روز گرگ به گوسفندان حمله میکند

و یکی از بره ها را با خود میبرد!


چوپان، دختر کوچکش را از پشتش باز میکند 

و روی سنگی میگذارد و با چوبدستی دنبال گرگ میدود.


از کوه بالا میرود تا در کوه گم میشود.

دیگر مادر ِچوپان را کسی نمیبیند. دختر کوچک را چوپان های دیگری پیدا میکنند، دخترک بزرگ میشود، در کوه و دشت به دنبال مادر میگردد، تا اثری از او پیدا کند.


گلهای ریز و زردی را میبیند که از جای پاهای مادر روییده، آنها را می چیند و بو میکند.


گلها بوی مادرش را میدهند،

دلش را به بوی مادر خوش میکند 

آنها را میچیند و خشک میکند و

به بازار میبرد و به عطارها میفروشد. 


عطارها آنها را به بیماران میدهند

بیماران میخورند و خوب میشوند. 


روزی عطاری از او می پرسد:

"دختر جان اسم این گل ها چیست؟" 

دختر بدون اینکه فکر کند میگوید:

        "گل بو مادران" 


 

۴ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۳۰ بهمن ۹۶ ، ۱۶:۵۶
گلرو ...



روزی حاکمی به وزیرش گفت:

امروز بگو بهترین قسمت گوسفند را برایم کباب کنند و بیاورند.

وزیر دستور داد خوراک زبان آوردند.

چند روز بعد حاکم به وزیر گفت:

امروز میخواهم بدترین قسمت 

گوسفند را برایم بیاوری !

و وزیر دستور داد باز هم خوراک زبان آوردند.

حاکم با تعجب گفت:

یک روز از تو بهترین خواستم و یک روز بدترین هر دو روز را زبان برایم آوردی چرا؟؟؟

وزیر گفت: 

"قربان بهترین دوست برای انسان زبان اوست و بدترین دشمن نیز باز هم زبان اوست"  



حواسمان باشد که:


ﺑﺎﺯباﻥ ﻣﯿﺸود ﻣﺴﺨﺮﻩ کرد!

ﺑﺎﺯباﻥ ﻣﯿﺸود ﺍﯾﺮﺍﺩﮔﺮﻓﺖ!

باﺯباﻥ ﻣﯿﺸود ﺗﻌﺮﯾﻒ ﮐﺮﺩ!

ﺑﺎﺯباﻥ ﻣﯿﺸود ﺩﻝ ﺷﮑﺴﺖ!

باﺯباﻥ ﻣﯿﺸود ﺩﻟﺪﺍﺭﯼ ﺩﺍﺩ!

ﺑﺎﺯباﻥ ﻣﯿﺸود ﺁﺑﺮﻭ ﺑﺮﺩ!

ﺑﺎﺯباﻥ ﻣﯿﺸود ﺁﺑﺮﻭ ﺧﺮﯾﺪ!

ﺑﺎﺯباﻥ ﻣﯿﺸود جدایی انداخت!

بازبان میشود آتش زد! 

با زبان میشود آتش راخاموش کرد!


حواسمان به زبانمان باشد!


۳ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۳۰ آذر ۹۶ ، ۱۵:۲۰
اقای خاص


یلدا یعنی:🍉

یادمان باشد که زندگی

آنقدر کوتاه است

که یک دقیقه بیشتر

با هم بودن را باید

جشن گرفت.


پیشاپیش یلدا مبارک🍉



۳ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۷ آذر ۹۶ ، ۲۱:۰۰
اقای خاص

عالم  ز برایت آفریدم ، گله کردی

از روح خودم در تو دمیدم ، گله کردی


گفتم که ملائک همه سرباز تو باشند

صد ناز بکردی و خریدم، گله کردی


جان و دل و فطرتی فراتر ز تصور

از هر چه که نعمت به تو دادم ، گله کردی


گفتم که سپاس من بگو تا به تو بخشم

بر بخشش بی منت من هم گله کردی


با اینکه گنه کاری و فسق تو عیان است

خواهان توام، تویی که از من گله کردی


هر روز گنه کردی و نادیده گرفتم 

با این که خطای تو ندیدم، گله کردی


صد بار تو را مونس جانم طلبیدم

از صحبت با مونس جانت، گله کردی


رغبت به سخن گفتن با یار نکردی

با اینکه نماز تو خریدم ، گله کردی


بس نیست دگر بندگی و طاعت شیطان؟

بس نیست دگر هر چه که از ما گله کردی؟


از عالم و آدم گله کردی و شکایت

خود باز خریدم گله ات را ، گله کردی....


همیشه شکر گذار خدا باش ، و به آنچه داری قانع و شاد باش.


۲ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۴ آذر ۹۶ ، ۱۹:۳۰
اقای خاص

اعتماد کن...

به کسی که یونس را در زیر آب،

نوح را بر روی آب،

و یوسف را در قعر چاه در کنار آب حفظ کرد...


اعتماد کن.....

به کسی که میتواند به از یک ضربه عصا که به رود نیل نواخته میشود

خشکی ظاهر کند.

و همین عصا در جای دیگر به سنگ بخورد و از آن دوازده چشمه جاری شود.....


اعتماد کن.......

به کسی که میتواند فرعون را در آب و قارون را در خاک غرق کند،

اما ابراهیم را در میان آتش سالم نگه دارد......


اعتماد کن......

به او اعتماد کن تا به بهترین ها برسی.

۲ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲۳ آذر ۹۶ ، ۲۰:۳۴
اقای خاص

🍃🌹🍃🌹🍃🌹🍃🌹🍃🌹

تا سپیده دم فرج ، چند نافله باقیست ؟

کی می شود که موذن به تکبیره الاحرامی ، جهان را به تماشای صبح ، صدا زند !

تا کی در آینه های عمر ، با دستهای بلند " ندبه " تو را التماس کنیم و تو نیایی !

بشریت فرسوده فراق توست،و منتظر است تا به پیشگاه مقدس تو، دو رکعت نماز بگذارد ،رکعتی به ظهور و رکعتی به حضور .

🌹🌻اللهم عجل لولیک الفرج🌻🌹


🍃🌻🍃🌻🍃🌻🍃🌻🍃🌻

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۷ مرداد ۹۶ ، ۰۵:۳۹
سیدتابان شریعت مداری
🌹✨🌹 شعر مهدوی  🌹✨🌹


دیری است دل خسته ی ما را نَنَوازی

شاها سبب از چیست گدا را ننوازی ؟

احوال دل سوختگان باز خراب است

مُردیم طبیبا ز چه ما را ننوازی ؟



ما غرق گناهیم ، تو ای پاکی مطلق

آلوده ی افتاده ز پا را ننوازی

پاسخ به عطای تو جفا کاری ما شد

حق داری اگر اهل جفا را ننوازی

در کیش تو این رسم نبوده مهِ زیبا

عشاقِ ز خود مانده جدا را ننوازی

من نیست میان ، هر چه دگر هست تویی تو

آن دل که شده در تو فنا را ننوازی ؟!

هر لحظه دعای فرج از دیده روان است

چشمان پر از اشک و دعا را ننوازی

خِضری تو و کوثر به کَفَت آب حیات است

هر تشنه لب آب بقا را ننوازی

ما خیل خطاکار ، کسی جز تو نداریم

ای وای اگر اهلِ خطا را ننوازی ...

سید مهدی میر هاشمی



🌹✨🌹اللهم عجل لولیک الفرج🌹✨🌹
۱۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۹ تیر ۹۶ ، ۲۱:۵۸
سیدتابان شریعت مداری